محمد على مجاهدى
599
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
سعيدى در سال 1360 به ايران آمد و در مدرسه ذوالفقار اصفهان به تحصيل علوم دينى پرداخت و در سال 1369 به قم عزيمت كرد و در حوزه علميه و دانشگاه مفيد اين شهر سرگرم تحصيل شد و اينك چند سالى است كه در خارج از كشور اقامت دارد . « وقتى كبوتر نيست » نام مجموعه شعرى اوست كه در سال 1374 منتشر شده است . او از چهرههاى مطرح شعر امروز افغانستان است و در سرودن غزل به سبك هندى تواناست . اسبى در باد مىدود اسبى با يال پريشان ، در باد * پشت زين خشم دگر دارد توفان در باد مرد اگر داد زند صاعقهآسا ، اينك * از تب حنجرهاش سوزد ميدان در باد تيغ اگر در كف اين كوه نباشد اينك * مىرود سبزترين جنگل ايمان در باد از شرار نفس سوختهاش چون خورشيد * شعله مىگيرد گيسوى بيابان در باد مىرود ، از جگر معركه برمىگردد * بىسوار امّا آن سوخته يكران در باد تا نشيند عطش معركه ، اينك زينب * كوه ابرىست كه مىبارد باران در باد خيمه مىسوزد و ، طفلى كه سراپا عطشست * مىدود تلخ و برافروخته دامان در باد رودها مرثيه مىخوانند از دلتنگى * آسمان نيز دريدهست گريبان در باد مرقدش ، مشرق گلهاى فروزان بادا * آنكه جان داد چو فانوس فروزان در باد « 1 » 47 . سمنانى ، سيد وحيد زادگاهش تهران ، متولد 1360 و ديپلمهء علوم انسانى است . وى عضو انجمن ادبى « نسل مرواريد » است و داراى مجموعه غزل : « چند ردّ پا از من » . شعر عاشورايى او سرشار از عاطفه و تصوير است . ازوست : كوفه اگرچه سنگ . . . دستى شكفت ، بال شد ، افتاد بر زمين * آن روز ، آسمان شده بودى مگر زمين ؟ آن روز ، روى نيزه « خدا » خواند آسمان * در گوش سنگْ ماندهء اين گُنك و كر - زمين -
--> ( 1 ) . وقتى كبوتر نيست ، محمد شريف سعيدى ، سال 1374 .